الشيخ أبو الفتوح الرازي
372
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
تاريكيها [ ى ] ( 1 ) بيابان ( 2 ) و دريا ما جدا كرديم آيتها گروهى ( 3 ) را كه دانند . و او آن خداست كه بيافريد شما را از يك تن قرار داده و وديعه نهاده جدا وا كرديم آيتها را براى گروهى كه دانند . [ 93 - پ ] و او آن خداست كه فرو فرستاد از آسمان آبى بيرون آورد به آن نبات هر چيزى بيرون آورديم ما از آن سبزى بيرون مىآيد از آن دانهء بر هم نشسته و از خرما و از شكوفهء آن شاخها نزديك و بهشتها از انگور و زيتون و نار مانند و همتا و جز همتا بنگرى ( 4 ) به ميوهء آن چون ميوه آرد و بپزد ( 5 ) در آن آيتهاست گروهى را كه يقين دانند . و كردند خداى را انبازان پرى و بيافريد ايشان را و فرا ( 6 ) بافند او را پسران و دختران بنادانى ( 7 ) پاك است خدا و منزّه از آنچه صفت ( 8 ) مىكنند . قوله تعالى : * ( وَما قَدَرُوا اللَّه حَقَّ قَدْرِه ) * - الاية . سعيد جبير گفت : سبب نزول آيت آن بود كه مردى نام او مالك بن الضّيف جهود ( 9 ) بيامد و با رسول - عليه السّلام - خصومت مىكرد . رسول - عليه السّلام - [ او را ] ( 10 ) گفت : به خداى ، بر تو سوگند مىدهم تو ( 11 ) در توريت نمىيابى [ كه ] ( 12 ) : انّ اللَّه يبغض الحبر السّمين : خداى تعالى دشمن دارد
--> ( 1 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آج ، افزوده شد . ( 2 ) . آج ، لب : خشك . ( 3 ) . لت : قومى . ( 4 ) . مج ، وز ، مت : بنگريد . ( 5 ) . مج ، وز ، مت ، لت : پختن . ( 6 ) . مج ، وز ، مت ، لت : فرو ، آج ، لب : به دروغ بديد كردند . ( 7 ) . مج ، وز ، مت ، آج ، لب ، لت : بىدانش . ( 8 ) . مج ، وز ، مت : وصف . ( 9 ) . آج ، لب : الجهود . ( 12 - 10 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج ، وز افزوده شد . ( 11 ) . آن كه .